شجاع
124
أنيس الناس ( فارسى )
ناياب يابند و فارغ البال باشند و محكوم كسشان نبايد بود و به بلاى مداومت ملازمت اهل دنيا گرفتار نباشند و به محنت ضيق اليد و تنگنايى مبتلى نگردند . بيت هزار سال تنعّم كنى بدان نرسد * كه يك زمان به مراد كسيت بايد بود ادب ديگر آنكه دلير و بىباك و امين و مبصر و راستگو باشد و از بهر سود خويش زيان ديگران نخواهد . و معاملت با آن گروه كند كه مغلوب و زيردست او باشند . و از مردم فريبنده و بىبصر و خاين اميننما محترز و مجتنب باشد . و آن جنس اشترا كند كه سود خويش در آن بيند . و تا تواند اجناس كمكرايه خرد ، چه هرچه آن را خرج و كرايه بسيار بود « سقط بار » خوانند . و آنچه خرد ناديده بيع نكند . و آنچه فروشد تا نرخ شهر و آن ديار به يقين معلوم نكند نفروشد . و با دوستان نزديك و مخلصان و هواداران خويش معاملت نكند ، و اگر كند از فايده و مكسب طمع ببرد تا خلل در دوستى و اخلاص پيدا نگردد . و در جنسى كه او را امين و متوسّط آن سازند خود بخرد و غيرى را نيز صاحب جنس خود نسازد كه خود متوسّط باشد .